سه‌شنبه 11 خرداد 1395 @ 12:07

از خوشحالی گریه کردم!

به نوجوونی م کاری ندارم. چون در هر صورت اونقدری خوره ی کتاب بودم که هرررررررچی باشه یه شبه یا دوشبه تمومش کنم. اما اگه از بیست سالگی به بعدم بخوایم حساب کنیم بعد از کتاب های "هری پاتر" و "پدر آن دیگری"، این کتاب بعد از یک عالمه وقت جوری منو میخکوب کرد که هرچقدرم خسته بودم شبها قبل از خواب حداقل دو فصل خوندنم ترک نمی شد! یه بار انقدر تحت تاثیر خوبی داستان و روونی قلم نویسنده و صد البته مترجم خوبش قرار گرفته بودم که زدم زیر گریه و به دوستم پیغام دادم: چرا انقدر این کتاب خوبه؟؟؟؟؟؟من دارم دیوونه می شم!!! 
کتاب " زبان گل ها" رو بخونید. پشیمون نمی شید.