ایمیل زده بود که امروز دیدمت. داشتی از پله های مترو پایین می رفتی و من در جهت مخالف بالا می آمدم. نشانی هم داد. به همان شال سبز آبی که توی تنها عکس فیص بوکم دیده بود. همان که نیل دوستش داشت. خواسته بود صدایم هم بزند. دو دل شده بود بین خـ ـرسـ ـی و مریم. تا به خودش بیاید من توی پیچ پایین پله ها گم شده بودم.
یاد سین افتادم. که می گفت چند سال قبل تر از ازدواجمان، همان سال هایی که ناشناس و خاموش نوشته هایم را دنبال می کرده، در یک غروب سرد زمستانی، مرا در دهانه ی متروی هفت تیر دیده بود! با آن دستکش های مخملی زیتونی محبوبم که به رسم همیشه از سوز سرما دهان و بینی ام را با دست راستم سفت چسبیده بودم! بار اولی که برایم تعریف کرد چشم هایم گشاد شدند. پرسیدم: "چی از صورت من دیدی که مرا شناختی؟" خندید و گفت: "چشم هات!" و باور کنید یا نه، چشم های من هنوز هم گرد و گشاد مانده اند!!!
ارادت ما به شما روز افزونه بانو ...
منظورم از ژی ... پی نوشت بوده :)))
کی بشه تورو ببینیم حالا ؟! ( رو نوشت به خاله محیا ! )
ما مخلصیم خانوم ^_^
salammmm
گفته بودم که اون بچه های ناز حتما به خالشون رفتنا.حالا بهم ثابت هم شد.عزیزم قیافه ی معصوم و نازی داری دلم میخواست چهره ی کاملتو میدیدم
تو فیس بوک ندیدی؟ :)
فک کن ..
بعد از این همه سال .. از زمان تجرد نویسی و شیطنتای تو تا حالا ... بالاخره یه پست رو به خودم اختصاص دادم !! البته قبل تر ها یه ژی نوشت هم داشتم :))
دوستیم ...
:)
:)) عزیزم. شما در قلب ما جا داری :دی
:* زوسری دوست داشتنی
یاد فیلم روسری آبی افتادم ^_^
آخیی :)
چشماتم خیلی خوشگله مریم خانومی
شاد باشی عزیزم
شماها همه تون خیلی لطف دارین
عسل بانو، عسل گیسو "عسل چشم"... آقای سین پیر هم میشه دیگه؟؟؟ به جان خودم اگه بشه...
آره بابا چرا نشه؟ انقده حرصش میددددم :))
baaaaaaaaaaaah
che duste khoshgeli darim
نه بابا از این خبرام نیس :))
یه جور ترس توی نگاهته..
بی نهایت چشمهای دلبری هستند اما! مراقبشون باش چشم نخورن یه وقت! زودم بدو اسپند دود کن! :)))
این آقای سین هم خوب بانویی رو کنار خودش داره هااااا.. آدم هر روز این چشمارو ببینه انگار دور دنیارو زده توی 24 ساعت! :)))
اتفاقا تو این عکسه لبخند زده م :))
عزیزم انقدر منو تحویل نگیر پس میوفتم :دی
http://ghasedakk.ir/Portal/
قسمت آدم هرکاری که بگی ازش بر میاد! :)
چه چشمای نازی...
افا. شوما لطف داری خوب ^_^
از مترو خط زرد بیشتر استفاه می کنی یا آبی؟ :)) جفتش نزدیکه بهت آخه!
دقت کنم ببینم میبینمت یا نه 
از زرد به آبی. از آبی به قرمز :))))
خوب من زرد سوار میشم بعد بنا به مسیرم ایستگاه اول میرم تو خط آبی یا ایستگاه دوم میرم تو خط قرمز. هرچی هست که همیشه یه ایستگاه ثابت سوار میشم :دی
مریم جان سلام
لطفا ایمیلتو چک کن و اگه تونستی جوابمو بده.
مرسی
چه معصوم..........
چه جالب
منم میخوام ببینمت خب.
شاید دفعه دیگه که امام رضا دعوتت کرد من خونه م باشم :) بعد ممکنه بیای یعنی؟ نمیدزدمت ؛)
:)) عزیزم. حالا بذار ببینیم امام رضا ما رو کی می طلبن :)