چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 @ 03:06

غمباد گرفتم خوب!

احساس امنیت ندارم. همون دو خطی هم که ماهی یکبار مینوشتم، به لطف دوستی که نمی دونم چه پدر کشتگی ای با من داشت، خشکید. برا من ی که حرف زدنم فقط نوشتنه، خیلی سخته هیچ جا احساس امنیت نکنم. تو اینستا که باید دست به عصا راه  بری، دفتر خاطرات که شنیده نمیشه، اینجام که...

راه چاره ای نمی مونه جز اینکه من از حرف بترکم بپاشم به در و دیوار و نیست و نابود بشم :(

برچسب‌ها: غم دارم